درباره نویسنده
زهرا مجیدی
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • زهرا مجیدی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • شعر زیبایی از سید حمید رضا برقعی
  • سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • شنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٠
  • دوشنبه ۱۳ تیر ،۱۳٩٠
  • یکشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٠
  • مسایل آخرالزمان
  • به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
کدهای اضافی کاربر



آخرین سوار
شعر زیبایی از سید حمید رضا برقعی
نویسنده: زهرا مجیدی - یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٠

در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد

بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

بیت هایم همه قرآن روی سر آوردند

چارده مرتبه . آنگاه دلم محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می خواست لبم،گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت

گفت:ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرهء رویایی

چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق

گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم ،عطش آمد به سراغم،گفتم:

به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آنقدر دور حرم سینه زدم تا دیدم

کعبه شش گوشه شد آنگاه دلم محرم شد

روی سجادهء خود یاد لبت افتادم

تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد

از محمد به محمد که میسر هم شد

من مسلمان شدهء مذهب چشمی هستم

که درآن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سالها پیر شدم در قفس آغوشت

شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من بسکه خراسان رفته است

تار و پود غزلم جادهء ابریشم شد

سالها شعر غریبانه در ابیات خودش

خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده به او کار جهان در هم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت

آی برخیز ز جا قافیه یا قائم شد...

  یاعلی مدد

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

 

چه شود ای گل نرگس، با تو دیدار کنم

جان و اهل و هستی ام، بر تو گرفتار کنم

روزه هجر تو، از پای بینداخت مرا

کی شود با رطب وصل تو افطار کنم... ..

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

بدون شرح

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

لحظه جان سپردن کودک جلوی چشم مادر

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

نظرات ()



 
نویسنده: زهرا مجیدی - شنبه ۸ امرداد ،۱۳٩٠

ما معتقدیم عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه بر می گردد

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »